ميرزا حسن حسينى فسايى
365
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
خيال ترويج مذهب اثنى عشريه و جهانگيرى افتاد از صوفيان صافىعقيده مشاورت كرده ، كاركيا - ميرزا على ، والى لاهيجان به ملاحظه بسيارى سپاه دشمن و صغر سن و كمى انصار آن جناب را در تأخير ديد و جناب سلطان اسمعيل حديث فى التأخير آفات را خوانده ، بر داعيه خود افزوده در نيمه محرم سال پيچينئيل « 1 » 905 كه از سن شريفش دوازده سال تمام گذشته بود « 2 » ، از لاهيجان حركت كرده ، زمستان را گذرانيده در بهار تخاقوىئيل « 3 » وارد دار الارشاد اردبيل گرديد « 4 » و بعد از اداى زيارت قبور اجداد كرام خود ، دوستان خيرخواه خود را مانند خلفا بيك طالش و عبدى بيك شاملو تواچى و حسين بيك لله « 5 » ، از اطراف و جوانب خواسته ، همگى وارد اردبيل شدند و بعد از مشاورت ، قرار دادند كه رايت جهانگيرى را در اين سفر ، نخستين به جانب بلاد كفار گرجستان افراشته ، دشمنان دين را تباه كنند ، پس جماعتى را به اطراف عراق و آذربايجان روانه داشته و صورت خيال خود را براى طايفهء صوفيه صافيه مرقوم فرمود « 6 » و خود با سيصد نفر از اخلاصكيشان طايفهء استاجلو روى به جانب ايل و الوس استاجلو آورده بعد از ورود تمامت آن طايفه ، سر در چنبر اطاعت درآوردند و چون ساير ايلات مراتب را دانستند ، فوج فوج ، از اهل اخلاص و و داد به اردوى معلى ، ملحق مىشدند و جماعتى فراوان از بلاد روم و ديار بكر و شام و ذو القدر ، به درگاه عالمپناه ، مجتمع گشته و بعد از اجتماع سپاه به جانب قرهباغ آذربايجان حركت فرمود « 7 » و چون مترصدان طلوع كوكب اقبال دودمان صفوى ، از خروج سلطان اسمعيل مطلع گشته ، توفيق را يار كرده به اردوى كيوان شكوه ملحق مىشدند تا آنكه از طايفه صوفيان ، هفت هزار نفر مرد شمشيرزن جوشنپوش نيزهگزار از استاجلو و شاملو و روملو و ذو القدر و افشار و قاجار و صوفيه قراچهداغ ، به درگاه پادشاه سيادت پناه مجتمع شدند ، پس به حكم استخاره ، رايات نصرت آيات را به جانب شيروان افراختند [ و ] چون [ به ] كنارهء رود كر كه نمونهء سيحون و جيحون است رسيدند « 8 » ، تمامت مردمان عرض كردند كه بىواسطه كشتى و زورق عبور ميسر نگردد كه حضرت شاهى ، توكل بر الطاف الهى كرده ، چند گامى از كنارهء آن دجله حركت نمود و عنان را منعطف ساخته مانند كشتى از آن نهر عظيم گذشت و تمامت سپاه اقتداء به آن پادشاه كرده ، بسلامتى از آب گذشته ، بار اقامت گشودند « 9 » و روز ديگر خبر رسيد كه فرخ يسار شيروانشاه گفته اگر سلطان اسمعيل از آب كر به سلامت بگذرد مانند پدر خود سلطان حيدر ، از چنگ مردان شيروان به سلامت جان نبرد و شيروانشاه بعد از اطلاع عبور آن برگزيده ناس از آب كر « 10 » ، سپاه
--> ( 1 ) . پيچىئيل يا پيچينئيل : سال ميمون به حساب منجمان تركستان كه نهمين سال از دوره اثناعشرى تركان است . ( ر ك : فرهنگ معين ) . ( 2 ) . تولد شاه اسمعيل را در روز سهشنبه بيست و پنجم رجب سال 892 ( 17 ژوئيه 1487 ميلادى ) نوشتهاند . ( تاريخ سلاطين صفويه ، ميرزا معصوم ، بنياد فرهنگ ايران ، 1351 ، ص 8 ) . ( 3 ) . سال دهم از دوره دوازده ساله تركان به معنى سال مرغ . ( 4 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 447 ، 448 . ( 5 ) . ر ك : همانجا ، ص 448 و 451 . ( 6 ) . ر ك : همانجا ، ص 449 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 10 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 10 و 11 . ( 9 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 455 . ( 10 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص 57 ، 58 : ( كنار رود كر از معبر قوين اولمى ) .